خرید بک لینک
دنیا بسیار زیباتر میشد
اگر انسانها به جای دین،
به انسانیت , معتقد بودند،
انسانیت , چیزی ست ورای همهی ادیان
انسانیت ، مهربانی ست
نماز و دعا و روزه ندارد
انسانیت گاهی یک لبخند است
که به کودک غمگینی هدیه میکنید ...

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید..
گفتم که نان گران شد، گفتا گرانتر آید!

گفتم ز نرخ قصاب، فریاد ما بلند است..
گفتا که گوشت کم خور، تا حاجتت بر آید!

گفتم چرا کم است این، یارانه های نقدی..
گفتا خموش غافل، این نیز هم نیاید!

گفتم که از گرانی، جانم به لب رسیده..
گفتا تحملش کن، تا جان تو درآید...!!

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

و چه کسی میداند

که تو روی تمام مسکنهای جهان , را کم میکنی...!!

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

تو همان نکته ,ی اصلی , درسی بودی

که زیر آن خط کشیدم

تا هربار دوست داشتنت را مرور کنم

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

صبح،
همان دوستداشتن " توست "
که هر روز از پشتِ پنجره ی پلک هایت
به سمت ضربانِ قلب من طلوع , میکند...

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

نَـقـاش خـوبـی نیـستم
امـا
خـوب بَـلدم تورا
به آغـوش بِـکشـم...

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

تنها خواب فرصت فاصله می داد...
تو پشت پلک های خودت...
من پشت پلک های خودم....
گم می شدیم...
لابه لای تصور هامان....
رویایی , جداگانه , ی هر شب...
جدامان می کرد...
بی هم و همهمه...
دور...
می دویدیم....
تا همان نقطه که روز ...
با نصیحت برمان می گرداند....
تا همان لحظه که شانه ها ...
به هم می خوردند...
و دوباره بیدار ...
چه خوب!
هر دو آستین یک لباسیم....

"رسول_ادهمی"

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

آدمها عاشق ما نمیشوند. آدمها جذب ما میشوند.در لحظهای حساس، حرفهایی را میزنیم که شخصی نیاز به شنیدنش داشته.در یک لحظهی حساس، طوری رفتار میکنیم که شخص، احساس میکند تمام عمر در انتظار

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

هر کس به طریقی بالا می آید !
یکی پایش را بر سر دیگری می گذارد
یکی دستش را در جیب دیگری .

دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد
یکی هم پایش را بر روی تمام احساسات یا وجدانش

در آخر کسی در جای خود نمی ماند
همه بالا می روند

مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم
دریابیم چهچیزی به دست آوردیم، روی چه چیزی پا گذاشته ایم و چه چیز
را به چه قیمت از دست دادیم

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

ما آدم خوب حرف زدن هستیم
خوب پوشیدن
خوب خوردن
خوب خوابیدن
خوب معاشرت کرد
حتی خوب نوشتن
اما
آدم خوب زندگی کردن نیستیم،

به دنیایمان که نزدیک شوی
بوی عقاید پوسیده , مان
آزارت میدهد

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 11:25

میلیونها نفر در آرزوی جاودانگی بسر میبرند
در حالیکه نمیدانند با بعد از ظهر بارانی یک روز تعطیل خود چه کنند...

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 17:52

من باید چندتا بودم

یکی را سرکار میفرستادم

آن یکی را باشگاه میرفت

یکی دیگر فقط مسافرت بود

آن یکی با دوستانم بود

یکی دیگر کلاً پیش خانواده بود

خودمم میگرفتم میخوابیدم

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 17:52

هیچوقت با کسی بیشتر, از جنبه,اش شوخی نکن، درد دل نکن، زیرا " حرمتها شکسته میشود"

هیچوقت به کسی بیشتر از جنبهاش خوبی نکن، محبت نکن، لطف نکن زیرا " تبدیل به وظیفه میشود"

هیچوقت از کسی بیشتر از جنبهاش خوبی نخواه،کمک نگیر، انتظار نداشته باش زیرا "تبدیل به منت میشود"

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 17:52

دنیا, مثل مادرت نیست

ظهر سرش داد بزنی

و شب برای شام صدایت بزند

دنیا تو را رها میکند

تا از گرسنگی بمیری

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 17:52

شاید خدا خواسته, ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را...

به ایت ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگذار باشی...

"گابریل گارسیا مارکز"

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 17:52

انسانها تنها, موجودات,ی هستند که ادعا میکنند خدایی وجود دارد

و تنها موجوداتی هستند جوری رفتار میکنند که انگار هیچ خدایی وجود ندار

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 17:52

وقتی آگهی,های ترحیم, را میخوانم، همیشه سن متوفی را نگاه میکنم، ناخودآگاه عدد را با سن خودم مقایسه میکنم. فکر میکنم چهار سال مانده؟ نُه سال دیگر؟ دو سال دیگر میمیرم؟! قدرت اعداد هیچگاه به اندازۀ وق

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 4:00

شده یک وقتهایی موقع شام تصمیم بگیرید تلویزیون را خاموش کنید و بعد بگویید: به چه سکوتی، کاش زودتر خاموشش میکردم؟ حضور یک سری آدمها در زندگیما همین است به آنها عادت داریم، به آن صدا و آن فضا، با آن

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 4:00

نان مردمان است گاه فراوان است، گاه کمیاب، گاه خوشمزه است، گاه بدمزه. وقتی نان نایاب شد، گرسنگی حکمفرما میشود.وقتی نان بد شد، نارضایتی حکمفرما میشود. عدالت, بد را دور بیانداز! که بی دانش و عشق آنرا و

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 4:00

حوالی سی تا چهل سالگی,فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود...! حالا میفهممچیزی بالاتر از سلامتیچیزی بهتر از لحظه ی حالبااهمیت تر از شادیباارزش تر از تخیلو در صدر ِ همهنفسهایی که نفهمیده دَم و بازدَم میشدند!

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

مبتلا, بودن به تردید,، رنج عمیقیست. تردید در ماندن یا رفتن.تمام کردن یا ادامه دادن.تردید در دل دادن یا دل کندن.همهی ما دو راهیهای سختی را در زندگی تجربه کرده ایم و گاهی برای اینکه تصمیم نگیریم صبر کر

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم... پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد... ! قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم ن

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است بلند, حرف بزن،گوش شهر سنگین است بلند حرف بزن ماه بی قرینه،ولیمراقب سخنت باش،شب خبرچین است مراقب سخنت باش و کم بگو از عشقشنیده ام که مجازات عشق سنگین است اگر به نام تو د

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

دنیا، تقدیر، روز، شب، اتفاقات

با کدامشان بجنگم؟

وقتی همهشان میخواهند تو سهم من نباشی,

حتی خودت!!!

( امیر وجود)

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

خوابیدن زیر آسمان پرستاره را خیلی سال است که فراموش کرده ایم. یعنی راستش همه اش تقصیر زندگی شهرنشینی و آپارتمان های سر به فلک کشیده ای است که ستاره ها را پشت قامت بلندشان پنهان می کنند یا شاید هم تقصی

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

خاطرت باشد وقتی که دلت غمگین است بر دلت بار غمی سنگین است یا تک و تنهایی چهرهات از غم اندوه کسان پرچین است باز هم غصه نخور عاشقان میدانند زندگی, شیرین است « عشق همسایه دیوار به دیوار خداست» سنگ این خ

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

هرچیز پایان,ی دارد. پایانی که شاید محتوم است، شاید قابل تغییر. هر چیزی از وقتی که شروع میشود، پایانی دارد. اصلا پایانش، با شروعش، شروع میشود. وقتی کاری را نصفه میگذاریم، نه اینکه به پایان نرساندیمش،

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

هر شب من خواب, تو را

قاب می گیرم

حالا که نیامدی پدر

"سعید آقایی"

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

در یک دنیای, موازی, دوست داشتم آهنگساز بودم و آوازِ اول صبحِ گنجشکها را نُت میکردم و میریختم بینِ پنج خطِ حامل. در دنیای موازی دیگری هم دوست داشتم نجار بودم و در یک کارگاه کوچولو وسط جنگل چوب بِبُرم

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 15:39

زمانه قرعه, نو میزند به نام شما

خوشا شما که جهان میرود به کام شما

درین هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است

که بوی عود دل ماست در مشام شما


"هوشنگ_ابتهاج"

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 13:36

صفحه بندی